رسول اکرم(ص) فرمودند :

شکم هایتان را سیر نکنید چرا که نور معرفت در دل های شما خاموش می شود .

مستدرک الوسائل ج 16 ص 21

مگر چه چیزی در سیری شکم هست که پیامبر خدا(ص) دوری از شکم سیری را برای نرفتن نور معرفت به امّت آخرالزّمانی خود پیشنهاد می دهد؟

قطعاً و حتماً سرّی از اسرار الهی در این سخن نهفته است که تفسیر کنندهء آن فقط می توانند خود اهل بیت علیهم السِلام باشند ...

امّا سخن اینجاست که وقتی دقیق در این سخن بنگریم می بینیم حال اکنون ما فرقی با فرمودهء رسول خدا(ص) ندارد و اگر کمی به اطراف بنگریم می بینیم همهء همّت برخی از ما مردم و یا نه اکثر ما مردم سیر خوابیدن و خوب پوشیدن و زیبا و جمیل زندگی کردن شده است.

گویا یادمان رفته که هدف اینجا و این شکم و خور و خواب و خانهء ابدی این خانه نیست و قرار نیست همیشه اینجا بمانیم ...

از روز اوّل ما را به این دنیا فرستاد و همیشه زیر گوشمان گفت که : آهای بنده ای که واسه سیر کردن شکمت و دو روز زندگی بیشتر و ساختن خونه های بزرگتر و جمع کردن مال بیشتر حاضری جلوی خدای خودت وایسی و خون هر بدبخت بیچاره ای رو تو شیشه کنی ... اینجا و این 70 – 80 – 90 سال که می مونی آخر خط نیستا ...

آخرش حساب کتاب داری ...

به قول معروف یادمان نرود : "زنگ بعد حساب داریم"

وقتی همهء همّت او می شود سیر کردن شکمش نهایت فایدهء او می شود تولید کود انسانی برای گیاهان و بیشتر کردن غذا برای مار و موریانه و سوسک و عقرب داخل قبر ...

وقتی همهء همّت انسان بشود بزرگ کردن خانه های دنیایش آخرش می شود خرابی خانهء آخرت و حاضر می شود خانهء بهشتی خودش را که صاحب آن بوده به دیگران به ارث بدهد ... این حرف قرآن همان خداست ... هر کسی در بهشت خانه ای دارد که اگر نخواهدش به خوبان عالم ارث می رسد و هر کسی در جهنّم مکانی دارد و اگر نخواهدش به بدان عالم ارث می رسد ... خواستن و نخواستنش با خود ماست و با عمل ما ...

حاشیه نروم ... حرف سر شکم بود ...

چه هست در این شکم که سیری اش باعث می شود نور معرفت برود ...

چیست ؟؟؟

این سیری شکم بد چیزی است ... آدم را به زمین گره می زند و دستش را از آسمان دور می کند ... یادمان هست بچّه که بودیم می خواستیم پرواز کنیم ولی حالا که بزرگ شدیم چنان این شکممان سنگین شده است که دیگر بال پریدنمان زور ندارد که از زمین بلندمان کند ...

خانهء همهء مرض هاست این شکم ... چه روحی و چه جسمی ...

وقتی همهء همّت می شود شکم آنگونه می شود که حسین خواهان عالم ... حسین کش می شوند ...

همیشه قصّهء کوفی ها را می شنویم و لعنتشان می کنیم که چه کردند و چه جنایتی مرتکب شدند امّا هیچ وقت شده از خود بپرسیم چرا آنگونه شد؟؟؟ مگر کوفی ها حسین را نمی خواستند و نمی شناختند؟؟؟ پس چرا...؟؟؟

جواب چرایش اینجاست ... نور معرفت از دل هایشان رفته بود ... چرا که شکمشان سیر بود ... چرا سیر بود؟؟؟ چون ابن زیاد سیرشان کرد ... با طلا و نقره و درهم و دینار ...

اگر همّت شد شکم به آنجایی می رسیم که حاضریم هر حلال و حرامی را درون این شکم جای دهیم و آخرش می شود آنجا که وقتی امام زمانمان سخن می گوید کف می زنیم و هورا می کشیم و حرف حق امام را نمی شنویم و امام زمانمان فریاد می زند : ملئت بطونکم من الحرام ... شکم هایتان از حرام پر شده ...

گاهی بد نیست اگر نهیبی به خودمان بزنیم ... چرا اینگونه شده ام؟؟؟ چرا به زمین چسبیده ام؟؟؟ چرا دنیا چشمم را کور کرده؟؟؟ چرا همّتم شده شکمم؟؟؟ دنیایم؟؟؟ جای من اینجا نبود ... مرغ باغ ملکوتم ...

بعد به زیبایی این کلام می رسی که امیر بیان امیر مؤمنان(ع) فرمود : إذا أراد اللّه سبحانه صلاح عبد ألهمه قلّة الكلام‏ و قلّة الطّعام و قلّة المنام‏ وقتی خدا صلح بنده ای را بخواهد به او کم حرفی و کم خوری و کم خوابی را الهام می کند ...

از این سخن باید فهمید خودمانی بگویم ... بابا باید سخت کشید ... بالا پائین نداشته باشه جاده ... چپ و راست نداشته باشه راننده خوابش می بره ... باید زحمت کشید ...

خیلی حرف زدم ... ببخشید

یا علی مدد

 -------------------------

مرتبط :

امام علی(ع) : إذا ملى‏ء البطن من المباح عمى القلب عن الصّلاح‏

زمانی که شکم از "مباح" پر شود قلب از دیدن صلاح کور می شود ... (((مباح نه حرام)))

امام علی(ع) : صِحَّةَ الْجِسْمِ مِنْ قِلَّةِ الطَّعَامِ‏ وَ قِلَّةِ الْمَاء

سلامتی بدن در کمی غذا و آب خوردن است ...

رسول خدا (ص‏) : لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَبْغَضَ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَطْنٍ‏ مَلْآنَ‏

چیزی نزد خداوند از شکم پر مبغوض تر نیست ...