فارغ از همه احتمالات و تحلیل های متفاوت در مورد توافق ژنو ، نکته قابل بحث اینجاست که آیا این عقب نشینی از مواضع که توسّط تیم مذاکره کننده ایرانی صورت گرفت ، آیا می تواند برطرف کننده مشکلات ریشه ای ما بین ایران و غرب که در رأس آنها آمریکای جنایت کار قرار دارد ، باشد یا نه و آیا این آخر راه شیطنت های آمریکا و هم پیمانانش علیه نظام جمهوری اسلامی ایران خواهد بود و واقعا غربی ها حق ایران را پذیرفته اند و فهمیده اند که با ایرانی ها نمی شود به زبان زور صحبت کرد و آیا آنها این نظام را با همین تفکّرات ضدّ استکباری پذیرفته اند ؟

برای رسیدن به پاسخ این سؤالات به چند نکته اشاره می کنیم :

1 – امام خامنه ای بارهای بار به مسئولین و مردم گوشزد کرده اند که مسئله آمریکا و ایران ، مسئله هسته ای نیست؛ مسئله هسته ای تنها یک بهانه است؛ مسئله هسته ای که رفع بشود یک چیز دیگری را برای مردم ما علم می کنند.

وقتی به صحبت های ایشان پیرامون تعلیق دو سالهء مسئله هسته ای در دورهء دوّم خرداد و دوره تصدّی امر توسّط دکتر روحانی نگاه می کنیم در گوشه هایی از آن می بینیم که ایشان فرموده اند : "هى فشار آوردند که باید این را تعطیل کنید، باید آن را تعطیل کنید، باید آن را تعطیل کنید. رسیدند به کارخانه‌ى یو.سى.اف اصفهان، گفتند: این را هم باید تعطیل کنید. آن مقدمات اوّلى است. بنده آن وقت به مسئولین گفتم که اگر این حرف را گوش کردید، فردا خواهند گفت باید معادن اورانیوم را هم که توى این کشور هست، کلاً یک‌جا جمع کنید بدهید به ما، تا خاطرجمع شویم که شما نمیخواهید بمب اتم بسازید!
امروز هر کس به ما میگوید آقا تعلیق موقت بکنید، ما میگوئیم تعلیق موقت را که یک بار کردیم؛ دو سال! دو سال تعلیق موقت کردیم. فایده‌اش چه شد؟ اول گفتند موقت تعلیق کنید، گفتند تعلیق داوطلبانه بکنید؛ ما هم به خیال موقت و به خیال داوطلبانه، تعلیق کردیم. بعد هر وقت اسم از برداشتن تعلیق آمد، یک قرشمال بازى‌اى در سطح دنیا درست کردند - در سطح مطبوعات و رسانه‌ها و محافل سیاسى - واى، داد، داد، ایران میخواهد تعلیق را بشکند! تعلیق شد یک امر مقدس که ایران اصلاً حق ندارد نزدیکش برود! ما این را تجربه کرده‌ایم؛ دیگر، تجربه‌ى جدیدى نیست. آخرش هم گفتند: این تعلیق موقت کافى نیست؛ اصلاً باید بکلى بساط اتمى را جمع کنید. همین اروپائى‌ها که میگفتند شش ماه تعلیق کنید، وقتى این کار را کردیم، گفتند بایستى جمع کنید! این فرایند عقب‌نشینى، این فایده را براى ما داشت؛ هم براى خود ما تجربه شد، هم براى افکار عمومى دنیا تجربه شد. لیکن عقب‌نشینى بود دیگر؛ عقب‌نشینى کردند."

این بیانات به خوبی روشن می کند این بحث هسته ای تنها یک زمینهء تبلیغاتی برای غرب علیه ایران شده تا ایران را در تنگنا قرار دهد و بتواند افکار عمومی را ضد جمهوری اسلامی ایران تحریک کرده و بهانه ای برای دشمنی های ریشه ای خود با ایران داشته باشد. لذا اگر امروز هم پس از این تعلیق 6 ماهه مسئلهء هسته ای به کلّی رفع شود و نگرانی های غرب برطرف گردد قطعا مسئله ای دیگر علم یزید خواهد بود برای فشار بر مردم ایران، چنانچه که در ابتدای جنگ هم اینگونه بود و آمریکا عرب های منطقه را به سرکردگی صدّام به بهانهء اینکه ایران خطر منطقه ای است به جان ما انداخت و بعد از آن بحث های متعدّد را بهانه قرار داد و هم اکنون بهانه اش مسئله هسته ای است و قطعا بعد از این هم بهانه خواهد تراشید و فشار خواهد آورد.

2 – نکته بعدی این است که مسئله اصلی آمریکا بحث استکبار ستیزی جمهوری اسلامی و مخالفت در شعار و عمل ایران با سیاست های حکومت آمریکاست و مادامی که ایران زیر پرچم و بیرق آمریکا سینه نزند مشکل حل نخواهد شد. به بیان دیگر ایران برای اینکه  مشکلش با آمریکا به پایان برسد باید تن به اسلام مد نظر آمریکایی ها داده و اسلام آمریکایی را بپذیرد و عملا دینش را از سیاستش جدا کند و تفکّر عاشوراییش را کنار بگذارد و ظلم های آمریکا را پذیرفته و زیر چتر حمایتی آمریکا قرار بگیرد. آنگاه مسئله پایان پذیرفته ... ولی مشکل اینجاست که روح نظام ما با قیام عاشورا گره خورده و مادامی که نظام ما پا برجا باشد روحیه استکبار ستیزی نیز پابرجا خواهد ماند.

3 – نکته سوم اینجاست که خط قرمز دولت آمریکا ، رژیم خونریز و جعلی و خبیث صهیونیستی است و در اندیشهء شیعی حاکم بر نظام ما که نشأت گرفته از قیام عاشوراست ، دقیقا همین نقطه یعنی تفکّر صههیونیست ها را هدف گرفته است. در واقع امروزه در دنیا دو تفکّر حاکم است که در مقابل هم قرار دارد ، تفکّر صهیونیستی و تفکّر شیعی . لابی های صهیونیستی است که دنیا را اداره می کند و حکمفرمای دولت آمریکا هم همین تفکّر است و از طرفی هم نشانه روی ها و هجمه های سنگین این تفکّر علیه تفکّر شیعی مؤیّد این مدّعاست که تنها تفکّری که در تقابل صهیونیست ها قرار دارد همین تفکّر شیعی نشأت گرفته از عاشوراست و نکته اصلی اینجاست که این دو تفکّر به هیچ وجه قابل جمع نیستند.

پس به صراحت تمام می توان گفت مادامی که نظام جمهوری اسلامی ظلم ستیزی های خود را کنار نگذاشته و زیر چتر تفکّرات صهیونیست ها و رهروانش قرار نگیرد کماکان این تقابل پابرجا خواهد ماند.